السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )

128

تقويم الايمان وشرحه كشف الحقائق للعلوي ( تعليقات النوري )

1 . قصيدهء اوّل : ز باد حادثه آخر به اين شدم دلشاد * كه برد خاك مرا تا به آستان مراد سر مرا كه لگدكوب موج حادثه بود * به خاك درگهى افكند وسربلندى داد ز نور رأى شهى كوكبم منوّر شد * كه آفتاب كند از ضميرش استمداد مرا زمانه ز پستى به ذروه‌اى افكند * كه پيك وهم فلك پا به پايه‌اش ننهاد به حال من كه فلك ننگريستى از ننگ * دعا همىكند اكنون كه چشم بد مرساد سپهر ملّت ودين ، آفتاب شرع مبين * ستون قصر يقين ، ناصر علوم رشاد به سعى فطرت ، آباى فضل را فرزند * به زور طبع ، عروس كمال را داماد هزار مرتبه در بزم قدس گاه عروج * زبان عقل نداى تقدّمش درداد ز عذر سوده زبان شد معلّم اوّل * از اينكه كه پيش تو از وى قدم به راه نهاد ولى به جادهء عرفان هزار مرحله بيش * بماند واپس ازو از قصور استعداد به گرد قصر جلالش نمىرسد گردون * ز نفس ناميه جويد اگر به فرض امداد سپهر با همه شأن از نسيم مصر ولاش * به خود ببالد از ذوق همچو مشك از باد نه واجب است ولى هست شكر أو واجب * نه شارع است ولى هست شرع ازو آباد به باغ خاطر غنچه‌هاى مشكل را * نسيم فكرت تا وزيد ، جمله گشاد * * * خدايگانا آنى كه در فضايل تو * وفا به حصر مراتب نمىكند اعداد اگر نه امر تو را بوده در الست مطيع * وگر نه حكم تو را گشته از أزل منقاد كه كرد تير شعاع آفتاب را در چشم ؟ * فلك به گردنش اين بند كهكشان كه نهاد ؟ اگر به تربيت ساكنان باغ شوى * كه آبشان دهى از جويبار استعداد ز فيض عام تو شايد كه ميوه آرد سرو * ز يمن لطف تو زيبد كه گل كند شمشاد نسيم لطف تو در باغ تو نوزيد * نقاب غنچهء معنى به روى كس نگشاد ز رشك گلبن ازو خار خار داشت به دل * ز پاى تا سر از آن جمله خار بيرون داد صبا ز باغ به وصفش گشوده دفتر گل * هزار در چمن از مدح أو كند انشاد زبان سوسن از أوصاف أو به ذكر خفى است * دهان غنچه به ذكر مدايحش پر باد مقدّمى به شرف از معلّم اوّل * چه باك مادر ايّامت ار مؤخّر زاد تأخّر تو بود از أكابر حكما * تأخّرى كه خدا از أنبيا به خاتم داد